نگاهی نو و اقتصاد جهانی- پرویز كرمی

نگاهی نو و اقتصاد جهانی- پرویز كرمی دیجیتالر: دنیا عوض شده اما عموم حكمرانان دنیا كماكان به پرگار سابقند و تلقی شان از علم و اقتصاد و قدرت - اگر نگوییم تاریخ مصرف گذشته - قدیمی و سنتی است. نسل جدیدی به دنیا آمده اند كه دنیا را از زاویه دیگری می بینند و علم و اقتصاد و قدرت را با تعابیر جدیدی معنا می كنند.


اگر شما متعلق به دوران قدیم باشید و از چیزی كه جوانان به دنبال آن هستند سر درنیاورید، به صورت قطع نمی توانید بنشینید و با آن ها دیالوگ كنید. دیالوگ هم كنید، دچار سوءتفاهم می شوید و چیزی از شیوه و هدف آن ها دستگیرتان نمی گردد. به خصوص در مباحث اقتصادی ترم های جدیدی زاییده شده اند كه دركشان برای «قدیمی»ها سخت است. كافی است با دور و بری های پا به سن گذاشته خود - ولو تحصیلكرده ها و اهل فن - درباره مثلا سودآوری فیس بوك و تلگرام صحبت كنید تا حسابی دستتان بیاید كه ذهن های قدیمی تا چه حد از مفاهیم جدید بیگانه اند.
هنوز از خیلی از مدیران، خیلی از آن ها كه كار و رشته شان كسب ثروت است، عملی و نظری نمی دانند صاحبان فیس بوك یا تلگرام از كجا پول درمی آورند. نمی دانند كه فی المثل در «آپارات» چه اتفاقی می افتد كه ارزشش بالا می رود و كسب و كارش رونق می گیرد. Vc یا صندوق های ریسك پذیر یا جسورانه چه می كند، «ما» عموما وقتی می گوییم رونق اقتصادی و افزایش سود، در ذهن كارخانه های مدرن و پر كارگری را تصور می نماییم كه تراز مالی شان مثبت است و تولیداتشان به بازار نرسیده، فروش می رود. از دید ما رونق بازار مساوی رونق بنگاه های اقتصادی می باشد كه از مدیران هوشمندشان، از مناسبات عرضه و تقاضا بیشترین بهره را می برند و با سرمایه گذاری های به موقع یك تومان خویش را ده تومان می كنند. البته هنوز هم بخش اصلی اقتصاد و بازار به همان شیوه های سنتی اداره می شوند. صنایع سنگین و سبك همچنان در مناسبات قدیمی سود می برند یا زیان می كنند. هنوز هم صنعت احتیاج به فولاد و آهن و دستگاه دارد و صنعت كارانی هستند كه این نیاز را برآورده می كنند، بازرگانانی هم هستند كه از این وساطت سود می برند. هنوز هم چرخ های اصلی اقتصاد را كارگزاران قدیمی می چرخانند و دنیا را پیش می برند، اما اقتصاد دیجیتال یا اقتصاد فردا، جلوجلو پیش قراول هایی فرستاده كه بیرون از مناسبات سنت، بی دفتر و دستك و كارخانه و حتی بی تفاوت به عرضه ها و تقاضاهای بازار تولید ثروت می كنند و رسما از «هیچ» پول درمی آورند. در جایی مثل تلگرام هیچ كالایی فیزیكی تولید نمی گردد. صرفا صاحبان این اپلیكیشن چیزی را می فروشند كه توضیحش سخت است. گوگل با مدیریت و فروش بیگ دیتا درآمدی كسب كرده كه همه سرمایه داران را به تعجب واداشته. كارتل های نفتی حدودا ساز و كارشان معلوم است. این كه یك شركت بزرگ نفت كشوری روی اقیانوس با كشوری دیگر معامله كند، امری متعارف است و حتی اگر آمیخته با سیاسی كاری و رانت و اعمال قدرت باشد، برای همه قابل تصور است كه چه اتفاقی می افتد. اما فیس بوك نه ناو دارد، نه بین فروشنده و خریدار دلالی می كند. همین الان در اینستاگرام فروشنده های خرد و درشتی هستند كه با تبلیغات اینترنتی تلاش می كنند برای خود مشتری دست و پا كنند. از دور هم می گردد فهمید كه كسب و كارهای اینترنتی رونق گرفته اند و ارقام قابل توجهی در این بازار به گردش درآمده. اما از این معامله ها چه چیزی به اینستاگرام می رسد؟ از این بالاتر به دولت یا شركتی كه پهنای باند در اختیار این كاربران قرار می دهد، چه می رسد؟ طبق حساب و كتاب سرانگشتی، دولت از افزایش باندی كه در سال های اخیر فراهم آورده، چیزی كمتر از سه هزار میلیارد درآمد به دست می آورد. با عنایت به عدد و رقم های اختلاس، این درآمدها آن قدر هم دندان گیر نیست تا بگوییم سود پهنای باند به جیب دولت ریخته می گردد. در واقع سود اصلی چیز دیگر و جای دیگری است. در اصل ناآگاهی عمومی ما هم متوجه همین بخش است و این كه ذهن سنتی ما اجازه نمی دهد تا به ظرایف و دقایق اشكال جدید بیزینس وقوف یابیم و درآمدهایی هزاران برابر این چند میلیارد را كسب نماییم.
امروز اگر سودآورترین بیزینس های دنیا را فهرست نماییم، پس از نفت و اینترتیمنت، به چیزها و جاهایی می رسیم كه كاملا جدید و نوظهورند و بنابراین ناشناخته می نمایند. بر این اساس بیزینس من هایی هم كه در این پدیده های نوظهور كار می كنند، ناشناخته اند و اذهان قدیمی از دركشان عاجزند. این جا نوعی از هوشیاری و زیركی و فطانت به چشم می خورد كه مسبوق به سابقه نیست و اغلب مردم از آن ها سر درنمی آورند. چون از آن ها سر درنمی آورند، توانایی آن ها را هم نمی دانند. یعنی تشخیص این كه در فضای مجازی چه بیزینسی می گیرد و به سودآوری می رسد و چه بیزینسی نمی گیرد و شكست می خورد - بنابراین كه نوظهور است - كار سختی است و از عهده همه كس برنمی آید. ما می شنویم كه فلان شركت از یك زیرپله - یا گاراژ - آغاز كرد و یك سال بعد تبدیل به غول اقتصادی شد، اما همین كه می خواهیم تبیینش نماییم، می بینیم كه از خیلی از ماجراهای ریز و درشت آن سر درنمی آوریم.صریح بگویم؛ عموم سازمانهای ما نیازهایی را می فهمند كه قدیمی و سنتی اند. آن ها می دانند كه سالانه یك تا دو میلیون شغل باید برای جوانان دست و پا كنند و با تولید كارخانه و مدرسه و بیمارستان و ورزشگاه و راه آهن و از این قبیل و با صرف هزینه های هنگفت تلاش می كنند تا این نیاز را مرتفع سازند. اما شكل هایی از كارآفرینی مدرن به منصه ظهور رسیده اند كه نه از دولت پول می خواهند و نه امكانات. آن ها صرفا نیاز به تسهیل گری و فضای كسب و كار دارند و همین كه این فضا آماده شود، زیركان و هوشیاران بیزینس هایی تعریف می كنند كه نه تنها نرخ بیكاری را پایین می آورد، بلكه تولید ثروت را بالا می برد.
وقتی می گوییم زیست بوم كارآفرینی فناورانه و فضای كسب و كار نباید دنبال جای عجیب و غریبی برویم. گاهی افزایش ساده پهنای باند اینترنتی فرصت مغتنمی را فراهم می آورد تا چند جوان خوش فكر یك سیستم حمل و نقل ارزان و كارآمد و مفید را طراحی نمایند و از «هیچ» پول دربیاورند. سال های سال مردم از تاكسی یا كامیون حمل بار استفاده می كردند و به این طرف و آن طرف می رفتند. آژانس های تلفنی هم با حداقلی سرمایه گذاری می توانستند سهمی از این حمل و نقل را از آن خود كنند. اما حالا با تاسیس چند اَپ هوشمندانه، تازه حساب كار دست ملت آمده كه چه رقم قابل توجهی در این حمل و نقل به گردش در می آید و از قِبَل آن چه سود هنگفتی را می توان تولید كرد. در این میان نه تنها نرخ حمل و نقل بالا نرفته، بلكه درصد قابل توجهی پایین آمد. اما در عین حال ثروت فراوانی را هم تولید كرده. این اتفاق در غذا، خدمات، مسكن كالا – و حتی تكنولوژی نو و باقی نیازهای ساده و دم دستی زندگی هم می تواند بیفتد و ضمن پایین آوردن هزینه، سود را چند برابر كند. در این جا دولت نه تنها نباید هزینه كند، بلكه می تواند به شكل قانونی در این سود شریك شود. البته به شرطی كه فضای كسب و كار را برای دیگران - خصوصا جوانان هوشمند و زیرك - فراهم آورد. فضایی كه اتفاقا در خیلی از موارد مجازی است و صرفا در حد افزایش پهنای باند و تسهیل فناوری اطلاعات خلاصه می گردد...
بهترین فضای كسب و كار زیست بوم فناوری است. كافی است دولت نسبت به شناخت و حمایت اقتصاد دیجیتال، بخصوص اقتصاد دانش بنیان همت گمارد تا راه های فراهم آوردن زیست بوم فناوری را در دستور كار خود قرار دهد. زیست بوم فناوری و اقتصاد دانش بنیان می تواند برای دولت و جامعه تبدیل به راه های میانبری شود كه نه تنها بارهای سنگینی را از روی دوش خود بردارد، بلكه در سود شراكت كند و نفع ببرد. ایضا با این كار نرخ بیكاری را پایین بیاورد و با كمترین ریسك و هزینه از سختی های دوره ركود عبور كند.

*مشاور معاون علمی و فناوری رئیس جمهوری


1396/12/19
17:32:39
5.0 / 5
101
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۳
دیجیتالر
digitaler.ir - حقوق مادی و معنوی سایت دیجیتالر محفوظ است

دیجیتالر

معرفی محصولات دیجیتال و فناوری اطلاعات